مصاحبه با خانم دکتر بهناز بخشنده پژوهشگر برجسته در سومین جشنواره پژوهش سال 1405

17 08 2026 10:24

کد خبر : 258111911

تعداد بازدید : 2084

​​​​​​

 

سومین جشنواره پژوهش کمیسیون علوم پایه دانشکدگان علوم در بیست و هشتم اردیبهشت ماه، با برگزاری مراسمی از 9 عضو هیأت علمی دانشکدگان به عنوان پژوهشگر برجسته در حوزه‌های مختلف علوم پایه تجلیل کرد، به همین مناسبت گفت و گویی با این پژوهشگران برجسته انجام دادیم و خانم دکتر بهناز بخشنده، عضو محترم هیات علمی دانشکده بیوتکنولوژی به عنوان سومین مصاحبه از این گفت و گوها منتشر، و مصاحبه با اساتید دیگر نیز متعاقباً در سایت دانشکدگان منتشر خواهد شد

  • لطفا قدری درباره فعالیت‌های علمی که موجب شد شما به عنوان پژوهشگر برجسته انتخاب شوید توضیح بفرمایید.

ضمن قدردانی از شما بابت ایجاد امکان این گفتگو، اینجانب همواره باور داشته‌ام که رسالت دانشگاه تنها تولید دانش نیست، بلکه پژوهش زمانی به اثرگذاری واقعی می‌رسد که بتواند در حل مسائل جامعه، توسعه فناوری و تربیت سرمایه انسانی نقش‌آفرین باشد. بر همین اساس، تلاش کرده‌ام مسیر فعالیت‌های علمی خود را بر ایجاد پیوندی مؤثر میان پژوهش‌های بنیادی، فناوری‌های نوین و نیازهای واقعی حوزه سلامت استوار سازم. تمرکز اصلی پژوهش‌های من در سال‌های اخیر بر حوزه مهندسی بافت، پزشکی بازساختی، سلول‌های بنیادی، زیست‌مواد و زیست‌فناوری پزشکی بوده است؛ حوزه‌هایی که به دلیل ماهیت میان‌رشته‌ای خود، نیازمند هم‌افزایی دانش علوم پایه، مهندسی و علوم پزشکی هستند.

در این مسیر، انتشار حدود 70 مقاله در مجلات معتبر بین‌المللی با h-index: 31، اجرای طرح‌های متعدد ملی، هدایت بیش از 65 پایان‌نامه‌/ رساله دانشگاه تهران، تألیف کتاب‌های تخصصی از انتشارات دانشگاه تهران، راهبری چندین دوره طرح شهید احمدی روشن بنیاد ملی نخبگان، توسعه همکاری‌های بین‌رشته‌ای و تلاش برای تجاری‌سازی دستاوردهای پژوهشی از مهم‌ترین فعالیت‌های علمی من بوده است.

در کنار فعالیت‌های پژوهشی، تجربه چندین ساله مسئولیت مرکز نوآوری و کارآفرینی پارک علم و فناوری دانشگاه تهران فرصت ارزشمندی فراهم کرد تا از زاویه‌ای دیگر به مأموریت دانشگاه بنگرم. در این مسئولیت، طراحی و اجرای برنامه‌های توانمندسازی دانشجویان و اعضای هیئت علمی، حمایت از شکل‌گیری هسته‌های فناور و ترویج فرهنگ نوآوری و کارآفرینی، این امکان را فراهم ساخت تا ارتباط میان پژوهش، فناوری و جامعه را از نزدیک تجربه کنم. همچنین هدایت چندین هسته فناور در حوزه محصولات مهندسی بافت استخوان و پوست، تجربه‌ای ارزشمند در مسیر تبدیل دستاوردهای پژوهشی به فناوری‌های قابل توسعه و انتقال به جامعه بوده است.

لذا فکر می کنم دلیل انتخاب اینجانب، نه صرفا چاپ مقالاتم در مجلات بسیار معتبر با IF=10 از انتشارات nature (مانند Acta Biomaterialia, Acta Pharmacologica Sinica) و یا مجلاتی با IF= 9 , 7  از سایر مجلات معتبر بین المللی و نه خدمت شاگردپرورانه در هدایت دانشجویان دانشگاه که تعدادی از ایشان هم اکنون عضو هیات علمی دانشگاههای ایران و تعداد زیادی از آنها نیز هم اکنون به عنوان پسادکتری و یا محقق ارشد در معتبرترین دانشگاههای دنیا فعالیت دارند و نه تاسیس و سرپرستی 13 ساله آزمایشگاه زیست فناوری پزشکی پیشرفته (عضو شبکه آزمایشگاههای معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری)، باشد. به نظرم دلیل اصلی انتخاب اینجانب، ممارست و هدفمندی در طی مسیر تحولی از سلول تا جامعه؛ از پژوهش بنیادی تا نوآوری و خلق ارزش و ارائه بروندادهای موثر در این زنجیره ارزش می باشد. مسلما علاوه بر لطف و عنابت خداوند مهربان طی این مسیر حاصل تلاش مشترک دانشجویان، همکاران، فضای علمی دانشگاه تهران و باور به این اصل می‌دانم که پژوهش، زمانی ارزشمند است که بتواند مرزهای دانش را گسترش دهد و در عین حال، به بهبود کیفیت زندگی انسان‌ها نیز یاری رساند.

 

  • بفرمایید کدام فعالیت علمی که در انتخاب شما به عنوان پژوهشگر برجسته موثر بود. ( لطفا عنوان طرح را بفرمایید)

پاسخ به این پرسش را نمی‌توان تنها در قالب یک طرح پژوهشی یا یک مقاله خلاصه کرد؛ زیرا آنچه طی سال‌های اخیر دنبال کرده‌ام، شکل‌گیری یک مسیر پژوهشی منسجم در حوزه فناوری پزشکی بازساختی بوده است. در این مسیر تلاش شد با بهره‌گیری از زیست‌مواد نوین، سلول‌های بنیادی، مداخله گرهای اپیژنتیک، مشتقات میکروبی و القاگرهای بیوالکتریکی و بیومکانیکی، راهکارهایی نوآورانه با تمرکز بر افزایش کارایی و هم افزایی عملکردی، برای بهبود بازسازی بافت و توسعه سامانه‌های نوین ترمیم ارائه شود.

آنچه برای من اهمیت بیشتری دارد، این است که این پروژه‌ها هر یک حلقه‌ای از یک زنجیره پژوهشی بوده‌اند؛ زنجیره‌ای که از شناخت سازوکارهای بنیادی آغاز می‌شود، به طراحی فناوری‌های نوین می‌رسد و در نهایت، دستیابی به راهکارهایی برای ارتقای سلامت و کیفیت زندگی انسان را دنبال می‌کند.

 

  • فعالیت‌های علمی و پژوهشی شما مسائل چه حوزه‌های را برطرف می‌کند؟ (ناظر به حل مساله چه بخش، سازمان یا حوزه ای است)

چالش‌های حوزه سلامت، به‌ویژه در درمان آسیب‌های استخوان، غضروف، اعصاب و پوست، تنها با تکیه بر یک رشته علمی قابل حل نیستند. از همین رو، پژوهش‌های من بر همگرایی علوم پایه، مهندسی و پزشکی استوار بوده و هدف اصلی آن ارائه راهکارهایی نوین و کارا برای بازسازی بافت‌ها و بهبود فرآیندهای درمانی با تکیه بر صرفه اقتصادی است.

بخش مهمی از این تحقیقات به توسعه زیست‌مواد، داربست‌های مهندسی بافت، کاربرد سلول‌های بنیادی، مشتقات میکروبی، وزیکول‌های خارج‌سلولی، القاگرهای بیوفیزیکی و اپیژنتیکی و فناوری‌های نوین زیستی اختصاص دارد. این مطالعات علاوه بر گسترش مرزهای دانش، می‌توانند زمینه توسعه محصولات دانش‌بنیان و فناوری‌های نوین پزشکی را نیز فراهم سازند.

از سوی دیگر، تجربه حضور در حوزه نوآوری و کارآفرینی دانشگاهی، نگاه من به پژوهش را گسترده‌تر کرده است. از این منظر، پژوهش تنها زمانی به رسالت خود نزدیک می‌شود که بتواند به ایجاد ارزش برای جامعه بینجامد؛ خواه از طریق ارتقای دانش، خواه با تربیت نیروی انسانی متخصص، و خواه با شکل‌گیری فناوری‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیانی که بتوانند نیازهای واقعی کشور را پاسخ دهند.

به باور من، آینده علوم زیستی بیش از هر زمان دیگری در گرو پژوهش‌های میان‌رشته‌ای و همکاری نزدیک دانشگاه، مراکز درمانی، صنعت و زیست‌بوم نوآوری خواهد بود؛ مسیری که می‌تواند فاصله میان ایده‌های آزمایشگاهی و کاربردهای بالینی را به حداقل برساند.

 

  • لطفاً درباره اهمیت دستاورد پژوهشی خود در ارتقای جایگاه علمی دانشگاه تهران قدری توضیح بفرمایید؟

دانشگاه تهران همواره بستری ارزشمند برای شکل‌گیری پژوهش‌های میان‌رشته‌ای، همکاری‌های علمی و توسعه فناوری بوده است و بخش مهمی از مسیر علمی من نیز در همین فضای پویا شکل گرفته است. حضور در محیطی که تعامل میان علوم پایه، مهندسی، پزشکی و فناوری را تسهیل می‌کند، فرصت ارزشمندی برای انجام پژوهش‌هایی فراهم کرده که علاوه بر تولید دانش، ظرفیت پاسخگویی به نیازهای جامعه را نیز دارند. اینجانب افتخار مشارکت در راهنمایی بیش از 40 رساله/پایان نامه دانشگاه تهران ولی با تخصصهای غیر بیوتکنولوژی را داشته ام که به صورت کاملا بین رشته ای تعریف شدند.

امیدوارم فعالیت‌های پژوهشی، آموزشی و فناورانه اینجانب نیز توانسته باشد سهمی هرچند کوچک در تقویت مرجعیت علمی دانشگاه تهران ایفا کند. انتشار نتایج پژوهش‌ها در مجلات معتبر بین‌المللی، اجرای طرح‌های پژوهشی ملی، تربیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی، توسعه همکاری‌های میان‌رشته‌ای و تلاش برای هدایت نتایج تحقیقات به سوی فناوری و نوآوری، همگی در همین راستا بوده‌اند. به باور من، اعتبار یک دانشگاه تنها با شاخص‌های علمی سنجیده نمی‌شود؛ بلکه توانایی آن در تربیت انسان‌های خلاق، خلق فناوری، حل مسائل جامعه و الهام‌بخشی به نسل‌های آینده نیز بخش مهمی از مرجعیت علمی آن را شکل می‌دهد. اگر فعالیت‌های من توانسته باشد در تحقق بخشی از این رسالت برای دانشگاه تهران مؤثر باشد، آن را ارزشمندترین دستاورد خود می‌دانم.

 

  • ضمن معرفی مهمترین دستاوردهای پژوهشی خود، لطفا مهمترین دستاورد را در قالب 500 تا 600 کلمه معرفی بفرمایید.

اگر بخواهم مهم‌ترین دستاورد پژوهشی خود را تنها در قالب یک مقاله، یک فناوری یا یک پروژه تحقیقاتی معرفی کنم، تصور می‌کنم نتوانسته‌ام تصویری واقعی از مسیر علمی خود ارائه دهم. آنچه طی سال‌های فعالیت دانشگاهی برای من اهمیت داشته، بیش از دستیابی به یک نتیجه پژوهشی منفرد، تلاش برای شکل دادن به یک جریان پژوهشی و فناورانه در حوزه پزشکی بازساختی بوده است؛ جریانی که در آن علوم پایه، مهندسی، پزشکی، زیست‌فناوری و نوآوری در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا راهکارهایی مؤثر برای حل مسائل حوزه سلامت ارائه شود. یکی از دو کتاب تالیفی انتشارات دانشگاه تهران در حوزه مهندسی بافت با عنوان "مهندسی بافت: مبانی و رویکردهای نوین" حاصل نتایج سالها فعالیت پژوهشی اینجانب و دانشجویانم می باشد.

پزشکی بازساختی از امیدبخش‌ترین حوزه‌های علم امروز است، اما موفقیت آن تنها به توسعه یک زیست‌ماده جدید، یک داربست مهندسی یا یک فناوری وابسته نیست. بازسازی موفق بافت‌های آسیب‌دیده نیازمند هم‌افزایی میان دانش زیست‌شناسی سلولی و مولکولی، اپیژنتیک، زیست‌مواد، القاگرهای شیمیایی و فیزیکی، فناوری‌های نوین و شناخت دقیق نیازهای بالینی است. از آغاز فعالیت علمی خود تلاش کرده‌ام پژوهش‌ها را بر همین نگاه میان‌رشته‌ای استوار کنم؛ به گونه‌ای که هر پروژه، بخشی از یک مسیر بزرگ‌تر برای توسعه راهکارهای نوین بازسازی بافت باشد، نه صرفاً یک مطالعه مستقل.

بر همین اساس، پژوهش‌های من در سال‌های گذشته طیف متنوعی از موضوعات، از طراحی و ساخت داربست‌های مهندسی بافت استخوان، پوست و عصب، توسعه زیست‌مواد هوشمند، بررسی کاربرد سلول‌های بنیادی، مطالعه نقش مشتقات میکروبی و پروبیوتیک‌ها، استفاده از وزیکول‌های خارج‌سلولی، هم افزایی القاگرهای الکتریکی و مکانیکی و طراحی سامانه‌های نوین هدایت رفتار سلول‌ها را دربر گرفته است. هر یک از این مطالعات بخشی از دانش موجود را توسعه داده‌اند، اما ارزش واقعی آنها در ایجاد یک مسیر پژوهشی منسجم است که هدف آن نزدیک کردن علوم پایه به کاربردهای بالینی و فراهم کردن زمینه توسعه فناوری‌های نوین در پزشکی بازساختی است.

در کنار این مسیر پژوهشی، همواره بر این باور بوده‌ام که رسالت دانشگاه با انتشار مقاله پایان نمی‌یابد. پژوهش زمانی به اثرگذاری واقعی می‌رسد که بتواند زمینه خلق فناوری، نوآوری و ارزش‌آفرینی برای جامعه را نیز فراهم سازد. به همین دلیل، بخشی از فعالیت‌های علمی من به هدایت هسته‌های فناور در حوزه محصولات مهندسی بافت استخوان و پوست اختصاص یافته است تا برخی از یافته‌های پژوهشی مسیر تبدیل شدن به فناوری‌های قابل استفاده را طی کنند.

در عین حال، تجربه چهار سال مدیریت مرکز نوآوری و کارآفرینی پارک علم و فناوری دانشگاه تهران نگاه مرا نسبت به نقش دانشگاه در توسعه کشور عمیق‌تر کرد. در این مسئولیت، تلاش کردم علاوه بر توسعه فعالیت‌های فناورانه، فرهنگ نوآوری، کارآفرینی مبتنی بر دانش و نگاه مسئله‌محور را در میان دانشجویان و اعضای هیئت علمی تقویت کنم. طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی و توانمندسازی، حمایت از شکل‌گیری هسته‌های فناور، ایجاد تعامل میان دانشگاه، صنعت و زیست‌بوم نوآوری و تشویق پژوهشگران به اندیشیدن درباره مسیر تبدیل ایده به فناوری، بخشی از این تجربه ارزشمند بود.

به باور من، اگر در آزمایشگاه به دنبال بازسازی بافت بوده‌ام، در عرصه مدیریت نوآوری نیز تلاش کرده‌ام در حد توان خود به بازسازی فرهنگ نوآوری دانشگاهی کمک کنم؛ فرهنگی که در آن پژوهش، آموزش، فناوری و کارآفرینی نه فعالیت‌هایی جداگانه، بلکه حلقه‌های یک زنجیره واحد برای خلق ارزش از دانش هستند. این دو مسیر، اگرچه در ظاهر متفاوت به نظر می‌رسند، اما در حقیقت از یک فلسفه مشترک سرچشمه می‌گیرند: باور به اینکه علم زمانی به بالاترین ارزش خود می‌رسد که بتواند زندگی انسان‌ها را بهبود بخشد و به توسعه پایدار جامعه کمک کند.

از این رو، اگر بخواهم مهم‌ترین دستاورد سال‌های فعالیت علمی خود را در یک جمله خلاصه کنم، آن را نه تعداد مقالات، نه اجرای طرح‌های پژوهشی و نه حتی توسعه یک فناوری خاص، بلکه ایجاد پیوندی پایدار میان تولید دانش، توسعه فناوری، تربیت سرمایه انسانی و گسترش فرهنگ نوآوری می‌دانم؛ پیوندی که می‌تواند پژوهش را از مرزهای آزمایشگاه فراتر برده و آن را به نیرویی مؤثر برای حل مسائل جامعه تبدیل کند.

در کنار همه این فعالیت‌ها، تربیت دانشجویان و پژوهشگران جوان را مهم‌ترین سرمایه‌گذاری بلندمدت خود می‌دانم. بسیاری از دستاوردهای علمی در فضایی مبتنی بر همکاری، گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای و اعتماد متقابل شکل گرفته‌اند و امیدوارم نسل آینده پژوهشگران، با خلاقیت، مسئولیت‌پذیری و نگاه بین‌رشته‌ای، این مسیر را با افق‌هایی گسترده‌تر ادامه دهند.

باور دارم آینده پزشکی بازساختی تنها در گرو پیشرفت فناوری‌های زیستی نخواهد بود، بلکه به میزان توانایی دانشگاه‌ها در ایجاد همگرایی میان علوم پایه، مهندسی، پزشکی، هوش مصنوعی، صنعت و زیست‌بوم نوآوری نیز وابسته است. امیدوارم بتوانم در ادامه این مسیر، علاوه بر توسعه مرزهای دانش، در شکل‌گیری این همگرایی و تربیت نسلی از پژوهشگران و فناوران که علم را ابزاری برای حل مسائل واقعی جامعه می‌دانند، سهمی هرچند کوچک داشته باشم.

 

  • لطفا بفرمایید دستاورد پژوهشی حضرتعالی در کدام مرحله قرار دارد؟ (اگر دستاورد علمی منجر به تولید محصول شده است، محصول به مرحله تجاری سازی رسیده یا خیر؟)

بخش قابل توجهی از دستاوردهای پژوهشی اینجانب مرحله اثبات مفهوم (POC) و ارزیابی‌های پیش‌بالینی را طی کرده و وارد مرحله تولید نمونه محصول (MVP) شده اند.

برخی از این دستاوردها، از جمله فرآورده‌های مبتنی بر مشتقات سلول‌های بنیادی، زیست‌مواد مهندسی‌شده و فناوری‌های مرتبط با مهندسی بافت، ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به محصولات دانش‌بنیان دارند. در حال حاضر، تعدادی از این فناوری‌ها در حوزه مهندسی بافتهای پوست و استخوان در مسیر توسعه فناوری، ثبت مالکیت فکری و آماده‌سازی برای تجاری‌سازی قرار دارند و همکاری‌هایی نیز با مراکز فناور و شرکت‌های دانش‌بنیان در این زمینه شکل گرفته است.

 

  • اهمیت انجام پژوهش در علوم پایه از دیدگاه حضرتعالی چیست؟

علوم پایه زیربنای تمامی پیشرفت‌های علمی، فناوری و صنعتی کشور است. هر فناوری پیشرفته‌ای که امروز در حوزه پزشکی، زیست‌فناوری، نانوفناوری یا هوش مصنوعی مشاهده می‌کنیم، ریشه در سال‌ها پژوهش بنیادی دارد. سرمایه‌گذاری در علوم پایه نه تنها موجب تولید دانش و افزایش مرجعیت علمی کشور می‌شود، بلکه زمینه شکل‌گیری فناوری‌های آینده، تربیت نیروی انسانی متخصص، توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان و افزایش قدرت رقابت علمی و اقتصادی کشور را نیز فراهم می‌کند. به اعتقاد من، توسعه پایدار بدون تقویت پژوهش‌های بنیادی امکان‌پذیر نخواهد بود.

به باور من، ارتقای جایگاه پژوهش در دانشگاه‌ها بیش از هر چیز مستلزم ایجاد نگاهی یکپارچه به مأموریت دانشگاه است؛ نگاهی که آموزش، پژوهش، فناوری و نوآوری را اجزای جداگانه نداند، بلکه آنها را حلقه‌های یک زنجیره ارزش‌آفرین تلقی کند. دانشگاه‌های امروز در جهان تنها با تعداد مقالات یا رتبه‌های علمی شناخته نمی‌شوند، بلکه با میزان اثرگذاری پژوهش‌های خود در حل مسائل جامعه، توسعه فناوری و تربیت سرمایه انسانی خلاق ارزیابی می‌شوند. از این رو، تقویت پژوهش‌های میان‌رشته‌ای، حمایت از طرح‌های مسئله‌محور، گسترش همکاری‌های مؤثر میان دانشگاه، صنعت، مراکز درمانی و شرکت‌های دانش‌بنیان و فراهم کردن بستر مناسب برای شکل‌گیری ایده‌های فناورانه، از مهم‌ترین اقداماتی است که می‌تواند جایگاه پژوهش را ارتقا دهد.

در کنار این موارد، تجربه حضور در مرکز نوآوری و کارآفرینی پارک علم و فناوری دانشگاه تهران به من نشان داده است که توانمندسازی اعضای هیئت علمی و دانشجویان در زمینه نوآوری، کارآفرینی فناورانه، مالکیت فکری و مسیر تبدیل ایده به فناوری، نقش مهمی در افزایش اثربخشی پژوهش‌ها دارد. زمانی که پژوهشگر بتواند پیامدهای اجتماعی و فناورانه تحقیقات خود را نیز ببیند، انگیزه بیشتری برای پرداختن به مسائل واقعی جامعه پیدا خواهد کرد.

در نهایت، معتقدم مهم‌ترین سرمایه هر دانشگاه، نیروی انسانی آن است. ایجاد محیطی مبتنی بر اعتماد، همکاری، گفت‌وگوی علمی، حمایت از ایده‌های نو و فراهم کردن فرصت برای رشد پژوهشگران جوان و انتقال تجربیات پژوهشگران بالغ، زیربنای شکل‌گیری دانشگاهی پیشرو، خلاق و اثرگذار خواهد بود.

 

  • لطفا هر دیدگاه یا نقطه نظری دارید بفرمایید.

هدف من هیچ‌گاه صرفاً تولید مقاله نبوده است؛ بلکه همواره تلاش کرده‌ام دانش را به راهکاری برای ارتقای سلامت، توسعه فناوری و تربیت نسل آینده پژوهشگران تبدیل کنم. امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است میان پژوهش‌های بنیادی، نیازهای جامعه و توسعه فناوری پیوند مؤثرتری برقرار شود. دانشگاه‌ها علاوه بر تولید علم، باید در خلق فناوری، حل مسائل کشور، توسعه اقتصاد دانش‌بنیان و تربیت نسل آینده پژوهشگران نقش فعال‌تری ایفا کنند.

همچنین حمایت مستمر از پژوهشگران جوان، ایجاد زیرساخت‌های مناسب تحقیقاتی، توسعه همکاری‌های بین‌رشته‌ای و بین‌المللی و تسهیل فرآیند تبدیل ایده به فناوری می‌تواند زمینه‌ساز جهش علمی کشور در سال‌های آینده باشد. باور دارم دانشگاه تهران با برخورداری از سرمایه انسانی ارزشمند و ظرفیت‌های علمی گسترده، می‌تواند همچنان پیشگام این مسیر باشد.

پژوهش برای من همواره سفری همراه با یادگیری، پرسشگری و همکاری بوده است؛ سفری که هر دستاورد آن حاصل تلاش جمعی استادان، همکاران، دانشجویان و محیط علمی دانشگاه است. شاید مهم‌ترین تجربه‌ای که در این مسیر آموخته‌ام، این باشد که موفقیت پایدار بیش از آنکه حاصل استعداد فردی باشد، نتیجه پشتکار، صداقت علمی، روحیه یادگیری مستمر و توانایی همکاری با دیگران است.

همچنین باور دارم آینده علم بیش از هر زمان دیگری در گرو پژوهش‌های میان‌رشته‌ای است. آشنایی با فناوری‌های نوظهور، تعامل با متخصصان رشته‌های مختلف، بهره‌گیری از ظرفیت‌های هوش مصنوعی، توجه به نوآوری و شناخت مسیر تبدیل دانش به فناوری، می‌تواند افق‌های تازه‌ای پیش روی پژوهشگران جوان قرار دهد.

در کنار همه اینها، هیچ موفقیتی بدون رعایت اصول اخلاق پژوهش، امانت‌داری علمی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی پایدار نخواهد بود. اعتبار یک پژوهشگر تنها به تعداد آثار علمی او وابسته نیست، بلکه به میزان اعتماد جامعه علمی به صداقت، دقت و تعهد او نیز بستگی دارد.

آرزوی من این است که نسل آینده پژوهشگران کشور، علاوه بر توسعه مرزهای دانش، بتوانند با نگاهی خلاق، مسئولانه و آینده‌نگر، پلی میان دانشگاه، فناوری و جامعه ایجاد کنند؛ زیرا باور دارم رسالت نهایی علم، تنها دانستن نیست، بلکه توانستن وخلق دانشی است که بتواند زندگی انسان‌ها را بهتر کند و آینده‌ای روشن‌تر برای جامعه رقم بزند.

 

روابط عمومی دانشکدگان علوم دانشگاه تهران